«ترکه»، دارایی به جا مانده از مورث است.
این دارایی حاوی دو بخش مثبت و منفی است
بخش مثبت: اموال و حقوق و مطالباتی است که به وارثان می رسد.
بخش منفی: دیون و تعهداتی است که در دارایی می ماند و باید از محل آن پرداخته شود با تصفیه ی ترکه شرکت قهری وارثان و طلبکاران و موصی له برهم می خورد و مالکیت بر گروه وارث استقرار می یابد.
موجبات و طبقات ارث برای تقسیم ترکه
موجب ارث دو امر است: نسبت و سبب و اشخاصی که به موجب نسبت ارث می برند سه طبقه به شرح ذیل بوده و وارثین طبقه ی بعد وقتی ارث می برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد:
۱_پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد؛
۲_اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن ها؛
٣_ اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن ها۔
تحقق یافتن ارث و شرایط آن در تقسیم ترکه چیست؟
تا زمانی که شخص زنده و دارایی دارد همه ی حقوق مالی به او نسبت داده می شود ولی این انتساب و سلطه با مرگ مالک از بین می رود وناچار دارایی به جا مانده باید به بازماندگان انتقال یابد.
در این خصوص ماده ۸۶۷ قانون مدنی مقرر می دارد: «ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا میکند.»
با استنباط از ماده فوق الذکر در می یابیم که سبب تحقق ارث دو عامل گوناگون نیست بلکه به عامل است در دو چهره که یکی حقیقی هست و دیگری فرضی که در اثر اماره نسبت به مرگ غایب به وجود می آید با حکم دادگاه اثر می یابد؛
لیکن سبب تحقق ارث به صورت فرض ناشی از حکم دادگاه، تاب برابری با دلیل را نداشته و با کشف از بین می رود.
در این مورد ماده ۱۰۲۷ قانون مدنی چنین مقرر می دارد که: بعد از صدور حکم موت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود کسانی که اموال او را به عنوان وراثت تصرف کرده اند باید آنچه را که از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود می باشد مسترد دارند.
متعاقبا ماده ۱۶۱ قانون عمور حسبی در تایید حکم مندرج در ماده ۱۰۲۷ چنین تکلیف نموده است: «در هر موقع که موت حقیقی یا زنده بودن غایب معلوم شود اقداماتی که راجب موت فرضی او به عمل آمده است بلا اثر خواهد شد مگر اقداماتی که برای حفظ و اداره اموال غایب شده است.
با وجود این صدور حکم موت فرضی غایب تا زمانی که زندگی یا مرگ حقیقی معلوم نشده است تمام آثار مرگ حقیقی را دارد و سبب تحقق ارث و انتقال دارایی غایب به وارثان او می شود.
چنان که ماده ۱۰۱۷قانون مدنی پس از اعلام تاریخ فوت حقیقی به وسیله ی دادگاه میگوید: «... در این صورت، اموال غایب بین وراثی که در تاریخ مزبور موجود بوده اند تقسیم می شود.»
تاریخ فوت و آثار آن در تقسیم ترکه به چه صورت خواهد بود؟
الف) احراز فوت
مرگ مورث آغاز تحقق ارث و سبب جدایی دارایی ازشخصیت او است. انتقال در صورتی تحقق خارجی می یابد که ترکه به ملکیت وارثان درآید؛
زیرا در این زمان است که جابجایی صورت می پذیرد، منتها ترکه پس از پرداخت دیون و واجبات مالی در ملكيت وارثان استقرار می یابد.
در این خصوص ماده ۸۶۷ تصریح دارد به اینکه:«مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفا مستقر نمی شود مگر پس از ادای حقوق ودیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.»
بنابراین، اثبات تاریخ مرگ مورث از این جهت اهمیت دارد که در این لحظه است که باید دید چه کسانی قابلیت ارث بردن را دارند و وارث محسوب می شوند شرکت وارثان ترکه نیز در همین لحظه است.
ب) احراز فوت حقیقی
احراز این لحظه به طور معمول با سند خلاص مرگ و ثبت در اسناد سجلی و ابطال شناسنامه ی او انجام می شود،ولی در صورت لزوم با سایر دلایل و از جمله شهادت گواهان به ویژه پزشک نیز ممکن است.
ج) احراز فوت فرضی
در مورد غایب مفقودالاثر تاریخی است که در حکم موت فرضی اعلام می شود و تا خلاف آن با موت حقیقی یا حیات غایب اثبات نشده است اعتبار دارد تاریخ موت فرضی بر مبنای غلبه و ظاهرتعیین می شود و اوضاع و احوال و قرنیه ها در آن موثر است.
ماده ۱۰۱۹قانون مدنی در این باره می گوید: « حکم موت فرضی غایب در صورتی صادر می شود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند.»
اماره های قانونی از جمله تلف کشتی و سقوط هواپیما و مفقود شدن درجنگ و کهولت (گذشتن از ۷۵ سالگی بعد از ده سال غیبت) حکم عادت را تغییر می دهد و دادگاه را ناچار به رعایت آن می سازد.
به یاد داشته باشیم مأمور ثبت احوال هیچ گاه احراز کننده ی مرگ نیست و نقش او مربوط به ثبت اعلام واقعه ی مرگ است و به همین جهت اثبات خلاف آنچه در اسناد سجلی درباره تاریخ فوت می باشد نیاز به ادعای جعل ندارد اگر هم نقصی در ثبت سند سجلی وجود داشته باشد (مانند اینکه روز و ساعت مرگ معین نشود) می توان از سایر دلایل برای تکمیل آن استفاده کرد.
مجهول بودن تاریخ فوت شخصی و تاثیر آن در تقسیم ترکه به چه صورت خواهد بود؟
الف) احراز تاریخ فوت دسته جمعی
هرگاه اشخاصی از بین آن ها توارث باشد بمیرنداگر تاریخ فوت همگی معلوم باشد: براساس تاریخ فوت، آن هایی که مؤخر فوت کرده اند از آن هایی که مقدم فوت نموده اند ارث می برند.
اگر تاریخ فوت همگی مجهول باشد: اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث می برند مجهول وتقدم و تأخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی برند مگر آنکه موت به سبب غرق واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث می برند.
اگر تاریخ فوت بعضی معلوم وبعضی مجهول باشد: اگر اشخاصی بین آن ها توارث باشد بمیرند وتاریخ فوت یکی از آن ها معلوم دیگری از حيث تقدم و تأخر مجهول باشد فقط آنکه تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگری ارث می برد.
ترکیب ارث و میراث در تقسیم ترکه به چه صورت خواهد بود؟
مورث هر چه دارد به بازماندگان او می رسد تا بدین وسیله دارایی خانواده محفوظ بماند. پس باید پذیرفت که اصل، انتقال تمام اموال وحقوق مالی مورث است وترکه شامل تمام اجزاء دارایی اعم از منقول وغیرمنقول، اعیان ومنافع و حقوق و دیون و مطالبات است.
برای تعیین میزان ترکه باید همه ی اموالی که هنگام مرگ در ملکیت اوبوده است به حساب آید هر چند پس از آن تلف شودو مطالبات مورث نیز باید بر آن مجموعه افزود هر چند که پس از آن تلف شود.
مطالبات مورث را نیز باید بر آن مجموعه افزود هر چند که از وارثان باشد و در اثرمالکیت مافی الذمه و تهاتر از بین برود و همچنین تمام اموالی که بعد از مرگ به دارایی مورث می پیوندد و سبب آن به وسیله ی مورث فراهم آمده است جزء ترکه محسوب می شود و خلاف آن باید اثبات شود.
در خصوص بعضی از اموال مقنن تعیین تکلیف ننموده، این موضوع باعث اختلاف نظر بین علمای حقوق شده، مبنی بر اینکه آیا این اموال جزء ماترک محسوب می شود یا خیر؟اهم از این اموال به شرح ذیل می باشند که به توضیح اختصاری هریک می پردازیم:
الف) دیه قتل مورث: درباره دیه قتل مورث اختلاف شده است که باید آن را در شمار اموال مقتول آورد یا مالی است که برای جبران ضرر وارثان به طور مستقیم به آنان داده می شود و در ترکه نمی آید؟ ابهام ناشی از ماهیت پیچیده مرکب دیه است که آیا کیفر جرم قتل است یا خسارت ناشی از آن یا هر دو چهره را دارد؟
اگر دیه، کیفر جرم قتل باشد چون سبب ایجاد حق در زمان حیات مقتول فراهم آمده است مالی که در نتیجه انتخاب آن به دست می آید،جزئی از ترکه است.
ولی هر گاه خسارت ناشی از جرم تلقی شود، از آنجا که زیان به خویشان مقتول وارد آماده است وسیله ی جبران زیان نیز به ملک آنان می رود وبه دارایی مورث افزوده نمی شود در نتیجه وارثان آن را به برابری تقسیم میکنند وطلبکاران بر آن حقی ندارند.
ب) زیان ناشی از جرم یا خطای مدنی: در مورد زیان ناشی از جرم باید میان، ضرر دارد به جسم و روان مورث و زبان های مادی و معنوی به وارثان تفاوت قائل شد.
در مورد گروه نخست به نظر می رسد که درباره ضرر ناشی از درد و رنج مادی و عاطفی هدف از جبران این گونه زیان ها تسکین درد های ناشی از لطمه به شخصیت زیان دیده است ونسبت به لطمه های مربوط به حیثیت و شهرت خانوادگی امکان مطالبه را باید محدود به موردی ساخت که زیان دیده(مورث) آن را تقویم و مطالبه کرده باشد و پیش از صدور حکم بمیرد و در حال اگر خسارتی در این زمینه گرفته شود، در ترکه می آید.
ج) نسبت به گروه دوم خسارتی که گرفته می شود عوض زیان وارد شده به وارثان است و به طور مستقیم به دارایی آنان وارد شده و ارتباطی با ترکه ندارد.
د) طلب های مورث: طلب های مورث نیز در زمره دارایی اوست که به عنوان جزئی از ترکه به وارثان می رسد، با این وجود چون طلب مورث در زمره اموالی است که در معرض تلف قرار دارد و پاره ای از طلب ها معلق یا غیر قابل وصول است درباره ی محاسبه ی آن ها در ترکه اختلاف شده است.
طلب های مورث در عین حال که در زمره ارکان دارایی است در معرض تلف و تفریط قرار دارد و ممکن است وارثان با اعسار مدیون یا انکار و حيله وگریز او روبرو شوند.
در صورتی که احتمال وصول طلب چندان زیاد باشد که عرف آن را قطعی و قابل اعتماد بداند احتمال ناچیزعدم وصول طلب کافی نیست که حقوق وارثان و طلبکاران و موصی له معلق بماند.
همچنین در موردی که اسناد طلب در بازار قیمت معین داشته باشد (مانند اوراق قرضه شرکت های سهامی) بهای حقوق وارثان ایجاب می کند که در ترکه نیاید و منوط به وصل طلب شود.
مطالبات معلق مورث قبل از تحقق شرط ارزشی ندارد و در محاسبه یترکه منظور نمی شود و پس از تحقیق در ترکه می آید و متعلق حق وارثان وطلبکاران قرار می گیرد. »
نماآت
درآمدها و محصول طبیعی و صنعتی که در دوران حیات مورث ایجاد شده است جزء ترکه محسوب می شود. نما آتی هم که بعد از مرگ او به دست می آید تا زمانی که ترکه تصفیه نشده از توابع آناست و طلبکاران نیز می توانند از آن استفاده کنند منتها چون این بخش از درآمدها زمانی ایجاد شده است که وارثان مالک ترکه شده اند برای تعیین تصرف موصی (ثلث) نباید در زمره دارایی او محاسبه شود؛
زیرا دارایی مورث تا زمان مرگاز آن او است البته اگر موصی به جزء مشاع ازترکه باشد، موصی له نیز به مقتضای شرکتی که از زمان تملک با وارثان پیدا کرده است در نماآت شریک خواهد بود.
وجه بیمه عمر
درباره ی وجه بیمه ی عمر باید بین موردیبیمه گر به نفع شخص معين است با فرضی که به سود وارثان بیمه گذار
به طور کلی مقرر می شود تفاوت گذارد
در فرض نخست گاه وجه بیمه به ترکه نمیپیوندد هر چند که ذی نفع معین از وارثان باشد؛ زیرا قرارداد بیمه تصرفی است که در زمان حیات واقع شده و بر طبق مفاد قرارداد و منظور بیمه گذار وتعهد بیمه گر به طور مستقیم به سود شخص ثالث یا اشخاص معین است و بعد از مرگ نیز بی واسطه به دارایی آنان می پیوندد و وارثان وطلبکاران و موصی له حقی بر آن ندارند.
در این فرض، اگر چند تن از وارثان یا همه آنان به عنوان ذی نفع بیمه معرفی شده باشند سهم هر کدام تابع آخرین اراده بیمه گذار است نه قانون و هرگاه سهم هر کدام معین نشود همه برابرند.
در فرض دوم که ذی نفعی برای بیمه معین نشده یا تعهد به سود وارثان به طور کلی است ذی نفع واقعی دارایی بیمه گذار است در نتیجه بعد از تحقق شرط پرداخت سرمایه آن وجه به دارایی متوفی افزوده می شود و طلبکاران نیز می توانند از محل آن استفاده کنند.
سهم هر یک از وارثان را نیز قانون معین می کند.
ماده ۲۴ قانون بیمه نیز این تحلیل را به طور ضمنی در مفاد خود بدین شرح آورده است: «وجه بیمه عمر که باید بعد از فوت پرداخته می شود مگر اینکه در موقع عقد بیمه با بعد از آن در سند بیمه قید دیگری شده باشد که در این صورت بیمه متعلق به کسی خواهد بود که در سند اسم برده شده است.»
حقوق صنفی و بازنشستگی: حقوق صنفی و حقوق وظیفه و بازنشستگی که با شرایطی به بازنشستگی که با شرایطی به وارثان تحت تكفل و نیازمند متوفی داده می شود و در واقع کمکی به بازماندگان به مناسبت خدمات او است و نباید آن را در زمره ترکه آورد به همین جهت مستحقان باید آن را به تساوی تقسیم کنند نه بر طبق قواعد ارث وطلبکار از متوفی نیز نمی تواند آن را به سود خود توقیف کند.
همچنین برای تعیین میزان ثلث و اندازه موصی به در مواردی که وصیت به حصه مشاع از ترکه می شود.
تقسیم ترکه به چه صورت خواهد بود؟
پس از تعیین حقوق و دیون متوفی و پرداخت آن و اخراج مورد وصیت اگر از ترکه چیزی باقی بماند باقی مانده ترکه به عنوان ترکه خالص محسوب و به دارایی شخص وراث می پیوندد که در صورت تعدد وراث،شراکت وراث را نسبت به اموال مورثی رقم خواهد زد وقتی مال مشاعی شد مسلما شرکاء برای رهایی از شراکت باید اقدام به تقسیم مال مشاع نمایند.
در تعریف مال مشاع آمده است: « مالی است که حقوق مالکین متعدد در آن به نحوه اشاعه جمع شده است.»
خواهان درخواست تقسیم
در صورت تعدد ورته هر یک از آن ها می تواند از دادگاه درخواست تقسیم سهم خود را از سهم سایر ورثه بخواهد و همچنین ولی و وصی و قيم هر وارثی که محجور باشد و امین قائم و جنین و کسی که سهم الارث بعضی از ورثه به او منتقل شده و همچنین موصی و وسیع راجع به وابسته به در صورتی که وصیت به جزء مشاع از ترکه شده باشد حق درخواست تقسیم را دارند.
انواع تقسیم ترکه
در این خصوص ماده ۳۱۶ قانون امور حسبی مقرر می دارد: «تقسیم طوری به عمل می آید که برای هر یک از ورثه از هر نوع اموال حصه ای معین شود و اگر بعضی از اموال بدون زیان قابل قسمت نباشد ممکن است آن را در سهم بعضی از ورثه قرار داد و برابربهای آن از سایر اموال در سهم دیگران منظور نمود و اگر تعديل محتاج به ضمیمه پول به اموال باشد به ضمیمه آن تعدیل می شود.»
در ماده ۳۱۷ همین قانون تشریح می کند: «در صورتی که مالی اعم ( منقول یا غیرمنقول قابل تقسیم و تعدیل نباشد ممکن است فروخته شده بهای آن تقسیم شود فروش اموال به ترتیب عادی به عمل می آید مگر آنکه یکی از ورثه فروش آن را به طریق مزایده درخواستکند.) بنابراین، باید گفت مال مشاعی را به سه حالت می توان تقسیم نمود.
تقسیم به افراز: افراز به معنی جدا کردن سهم هر یک از مالکین مشاعی از ملک مشترک می باشد که یا به صورت توافق و تراضی یا با اجبار از طریق دادگاه صورت می پذیرد و هر شریکی می تواند برای رهایی از حالت شراکت درخواست افراز و تقسیم را به مرجع ذی صلاح بدهد مگر اینکه ممنوعیت قانونی یا قراردادی داشته باشد.
بنابراین، در تقسیم به افراز، اولا: از عین هر نوع مال مشاعی، به هرشریک، معادل سهم خودش می رسد؛
ثانيا نیاز به ارزیابی و قیمت گذاری مال مشاعی نیست.
تقسیم به تعدیل: در صورتی است که مال مشاعی از نظر اجزاء ارزش واحد و یکسانی نداشته باشد مانند این که یک قطعه زمین قسمت روبروی اتوبان آن ارزش بالاتری از قسمتهای دیگر آن داشته باشد در این نوع تقسیم کارشناس مبنا را مساحت قطعه زمین قرار نمی دهد بلکه ارزش زمین موثر در مساحت زمین خواهد بود؛
یعنی، قسمت های ارزان را از لحاظ مساحت وسیع تر می گیرد تا برابری کند؛ بنابراین، در تقسیم به تعدیل، اولا: از عین هرنوع مالک مشترک به هر شریک معادل سهم ایشان نمی رسد ممکن است مساحت بیشتر یا کمترباشد؛
ثانيا همه شرکا از عین مال مشترک سهم میب
ثالثا لازمه و مقدمه تقسیم به تعدیل ارزیابی و قیمت گذاری مالی وشعاعی می باشد.
تقسیم به رد: همیشه با کم یا زیاد کردن مساحت مال با توازن برای تقسیم ایجاد نمی شود لاجرم برای تعادل باید وجهی یا مالی از خارج به برخی از سهم ها اضافه گردد تا شخصی که سهام کمتری به ایشان در تقسیم خواهد رسید با دریافت آن اضافی مشخص، سهام وی نیز از نظر ارزشی معادل سهام دیگر شرکا گردد؛
بنابراین، در تقسیم به رد، او": ممکن است بعضی از شرکا از این مال مشترک سهم نبرند؛
ثانيا از این مال مشترک هر کدام معادل سهام خود را نمی گیرند؛
ثالثا لازم و مقدمه تقسیم به رد ارزیابی و قیمت گذاری مال مشاعی میباشد.
لازم به یادآوری می باشد که در صورت تقسیم به افراد نوبت به تقسیم تعدیل نمی رسد و نیز در صورت امکان تقسیم به تعدیل نوبت به تقسیم به رد نخواهد رسید.
در صورتی که هیچ یک از تقسیم های فوق قابلیت رهاسازی اموال مشاعی را از هم نداشته باشند تنها راه درخواست «فروش مال مشاع» از طریق مرجع ذی صلاح قضائی است.
مکان تقسیم ترکه
حال سوال این است که آیا وراث می توانند با توافق و تراضی اموال را تقسیم نمایند بدون اینکه به مرجع قضائی مراجعه کنند؟ در پاسخ باید بین دو حالت قائل به تفکیک شد:
حالت اول - تمامی شرکاء حاضر و رشید باشند
در صورتی که تمام ورثه و اشخاصی که در ترکه شرکت دارند حاضر و رشید باشند به هر نحوی که بخواهند می توانند ترکه را ما بین خود تقسیم و این تقسیم نامه را به دادگاه ارائه نمایند یا طی توافقی، تقسیم نامه رسمی فی مابین تنظیم وبر اساس آن عمل نمایند بدون آنکه نیازی به مراجعه به دادگاه باشد.
حالت دوم - تمامی شرکاء حاضر و یا رشید نباشند
اگر ما بین شرکاء ترکه محجور یا غایب باشد تقسیم ترکه به توسط نمایندگان آن ها در دادگاه به عمل می آید. اگر برای غایب و محجور امین یا قیم تعیین نشده باشد ابتدا نمایندگان این اشخاص حسب مورد تعیین و پس ازآن تقسیم به عمل می آید؛ بنابراین، در این حالت توافق و تقسیم اموال مشاعی خارج از دادگاه امکان ندارد.
وجود دین در ترکه تقسیم شده: ماده ۶۰۶ قانون مدنی در بیان این وضع حقوقی و تامین حقوق طلبکارها مقرر کرده است.
«هرگاه ترکه میت قبل از اداء ديون تقسیم شود یا بعد از تقسیم معلوم شود که بر میت دینی بوده است طلبکار می تواند برای سهم معسر یا معسرین نیزبه وراث دیگر راجع نماید.»
البته در صورتی که بعضی از ورثه مدیون متوفی باشند ممکن از دین را در سهم خود آن ها قرار داد.
گواهی انحصار وراثت
برای مشخص شدن ورثه و میزان سهام آن ها ، گواهی انحصار وراثت تنظيم می شود که در حال حاضر ، صدور آن در صلاحیت شورای حل اختلاف است.
در خصوص گواهی انحصار وراثت باید موارد زیر را مورد بررسی قرار داد :
الف ) اشخاصی که می توانند تقاضای گواهی انحصار وراثت کنند
1-وراث
2- اشخاص ذینفع غیر از وراث
1- طلبکار از متوفی
2- وصی : در مواردی که تعیین وارث برای تنفیذ و اجرای وصایای متوفی لازم است
3- موصی له : از جهت جهت حقی که به موصی به پیدا می کند ، وتنفيذ وصیت مزبور از سوی وراث لازم است.
4- اشخاصی که مالی از ترکه به وسیله وراث متوفی به آن ها انتقال یافته است.
ب) آثار گواهی انحصار وراثت
تصرف در ترکه
ج ) اعتراض به گواهی انحصار وراثت
اگر به ضرر وارث یا اشخاص ذینفع باشد ، این اشخاص می تواند به آن اعتراض کنند.
قواعد مهم ارث
1- انحصار منشاء ارث به سبب و نسب
2- اصل وراثت نزدیک تر ( طبقات سه گانه ارث )
3- چگونگی تقسیم ترکه (تقسیم به فرض، رد و قرابت)
4- کاهش سهم دختر و دختر ها ، خواهر و خواهرهای ابوینی و ابی در صورت کمبود تر که نسبت به سهام
5-رد زیادی ترکه نسبت به جمع فروض به صاحبان فرض
6- وراثت بر اساس قائم مقامی
7- محزوم بودن خویشاوندان ابی با وجود خویشاوندان ابوینی در طبقه دوم و سوم
8- فرض بودن ارث خویشاوندان مادری در طبقه دوم و سوم و نیز خواهر و خواهر های ابوینی و ابی و قرابتی بودن ارث سایر خویشاوندان این دو طبقه
9- دو برابر بودن سهم مذکور نسبت به سهم اناث در اولاد و خویشان ابوینی و ابی و مساوی بودن آن ها در خویشاوندان امی طبقه دوم و سوم
10 - فرضی بودن ارث زوج و زوجه
حال در باب تقسیم ترکه و ارث بری باید مواردی را بدانیم؟
چه کسانی از متوفی ارث خواهند برد؟
ارث متعلق به خویشاوندان نسبی متوفی میباشد،یعنی کسانی که با متوفی رابطه ی خونی دارند و تنها کسی که از این قاعده مستثنی است،همسر متوفی میباشد که در هر صورت از او ارث خواهد برد.
خویشاوندان نسبی هر فرد مطابق یک قاعده ی کلی در قانون به سه طبقه تقسیم میشوند
1- پدر،مادر،فرزندان،نوه های فرد در جایی که فرزندان آن فوت کرده است
2- پدر بزرگ،مادربزرگ،برادران و خواهران
3- عموها،عمه ها،دایی ها،خاله ها و فرزندان آنها
تقسیم ارث در طبقه اول به چه صورت است؟
۱)در این طبقه،پدر،مادر و فرزندان متوفی حضور خواهند داشت،نوه های متوفی اگر او هیچ فرزندی دیگری نداشته باشد ارث خواهند برد.
۲)اگر متوفی از دار دنیا فقط یک پدر یا یک مادر داشته باشد،تمام ارث به او خواهد رسید،همچنین اگر فقط یک پسر یا فقط یک دختر یا فقط یک نوه داشته باشد،باز هم تمام ارث به او میرسد.چنانچه فقط همسر داشته باشد،فقط شوهر تمام ارث را میبرد و زن از شوهرش بیش از یک چهارم ارث نخواهد برد.
۳)اگر متوفی فقط پدر و مادر داشته باشد،یعنی ازدواج نکرده و هیچ فرزند یا نوه ای نداشته باشد،مادر یک سوم و پدر دو سوم ارث خواهد برد.
۴)اگر متوفی،فقط پدر و مادر و همسر داشته باشد،شوهر یک دوم،مادر یک سوم و مابقی به پدرش به ارث میرسد و اگر میت،مرد باشد،زنش یک چهارم و مادرش یک سوم ارث میبرند و مابقی به پدرش خواهد رسید.
۵)اگر متوفی از افراد این طبقه فقط چند فرزند داشته باشد،در صورتی که فرزندانش همگی پسر یا دختر باشند،ارث را مساوی و اگر پسر و دختر باشند،به پسرها دو برابر دخترها ارث خواهد رسید.
۶)اگر در کنار فرزندان،همسر متوفی هم زنده باشد و یا یکی از پدر و مادر او هم زنده باشند،ابتدا سهم این ها که به صورت کسر است داده میشود.
۷)اگر فرزندان متوفی در فرض مورد قبلی،همگی دختر باشند،دختران دو سوم ارث را بین خود به تساوی تقسیم خواهند کرد و پدر و مادر هر کدام یک ششم ارث میبرند.
۸)اگر متوفی یک دختر داشته باشد،به همراه پدر یا مادر و یا همسر،سهم هر یک از آنها که در اینجا به صورت کسر است،داده میشود.
۹)در جایی که نوه ها ارث میبرند،ابتدا سهم فرزندان متوفی را با فرض زنده بودن فرزندان حساب شده و سپس سهم فرزند به نوه های متوفی داده میشود.
تقسیم ارث در طبقه دوم به چه صورت میباشد؟
۱)اگر که هیچ وراثی در طبقه ی اول اعم از پدر،مادر،فرزند یا نوه یا نتیجه وجود نداشته باشد، به سراغ وراث این طبقه خواهیم آمد که عبارتند از: پدر بزرگ،مادر بزرگ،خواهر،برادر و فرزندان خواهر و برادر در صورتی که هیچ خواهر و برادری زنده نباشد،پس چنانچه یک میت،یک برادرزاده و یک خواهر داشته باشد به برادر زاده ارث نخواهد رسید.
۲)هر یک از افراد طبقه دوم،در صورتی که تنها وراث متوفی باشد،حتی اگر فقط یک برادر زاده یا خواهر زاده باشد،تمام ارث را میبرد.
۳)تفکیک مهمی در طبقه ی دوم بین برادر و خواهر های تنی و ناتنی وجود دارد،نکته ی مهم آن میباشد که با وجود حتی یک برادر و خواهر تنی،ناتنی هایی که فرزند پدر از دنیا رفته ی متوفی میباشند،ارث نخواهند برد.
این در حالی میباشد که ناتنی هایی که فرزند مادر از دنیا رفته ی متوفی هستند،در هر صورت ارث خواهند برد.
۴)مطابق یک قاعده بردار های تنی دو برادر خواهر های تنی ارث خواهند برد،هم چنین برادرهای ناتنی منتسب به پدر،دو برابر خواهر های ناتنی منتسب به پدر ارث میبرند.
۵)اگر متوفی،از افراد این طبقه،فقط یک برادر یا خواهر ناتنی از مادر خود و چند برادر و خواهر تنی داشته باشد،یک ششم به ناتنی و پنج ششم به تنی ها میرسد که به نسبت دو به یک بین خود تقسیم میکنند.
۶)اگر متوفی از افراد این طبقه،فقط دارای پدر بزرگ و مادر بزرگ باشد،باشد بازهم باید تفکیک کنیم بین منتسبین به پدر متوفی،یعنی پدر و مادر پدر متوفی و منتسبین به مادر متوفی؛یعنی پدر و مادر مادر متوفی.
در اینصورت یک سوم ارث را به پدر و مادر مادر متوفی داده میشود،که به تساوی بین خود تقسیم میکنند و دو سوم دیگر را به پدر و مادر پدر متوفی داده میشود که به نسبت دو به یک بین خود تقسیم میکنند.
۷)در فرضی که همه ی افراد طبقه ی دوم زنده باشند،یعنی متوفی هم جد پدری و هم جد مادری و هم خواهر و برادر تنی و هم ناتنی منتسب به مادر داشته باشد
در اینصورت یک سوم ارث به افرادی میرسد که به واسطه ی مادر متوفی با او خویشاوند میشوند و این افراد ارث را به تساوی بین خودشان تقسیم میکنند و دو سوم دیگر ارث هم به افرادی میرسد که به واسطه ی پدر متوفی با او خویشاوند میشوند و این افراد ارث را به نسبت دو به یک میان خودشان تقسیم خواهند کرد.
۸)در تمام موارد ذکر شده،اگر متوفی هیچ برادر یا خواهر زنده ای نداشته باشد،فرزندان انها به همراه اجداد او در صورت زنده بودن ارث خواهند برد.
۹)همسر متوفی چنانچه زنده باشد،همیشه ارث خود را که اگر شوهر باشد یک دوم و اگر زن متوفی باشد،یک چهارم میباشد،و اگر مجموع کسرهای ارث برندگان بیش از یک شد،از سهم کسانی که منتسب به پدر متوفی میباشند کسر خواهد شد.
وصیت بیش از ثلث ترکه چیست؟
وصیت
وصیت از جمله اعمال حقوقی میباشد که به دلیل اهمیت ان در زندگی اجتماعی اشخاص در فقه و حقوق مدنی نیز از جایگاه خاصی برخوردار میباشد،و همواره مورد تاکید فراوان قرار گرفته است،منتها علی رغم این تاکیدها برای وصیت محدودیت ها و قیودی وجود دارد.
در واقع تعریف وصیت این میباشد که،وصیت ان است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کاری انجام بدهند،یا بگوید بعد از مرگش چیزی از اموال او برای کسی باشد.
وصیت به دونوع تقسیم میشود
1- تملیکی
2- عهدی
شخص تا چه میزان از اموالش را میتواند وصیت کند؟
حدی که برای ان تعیین شده تا یک سوم اموال،یا به عبارتی ثلث ترکه میباشد و در صورتی که میزان وصیت بیشتر از ان باشد ورثه این اختیار را خواهند داشت که وصیت بیشتر از حد مشخص شده را قبول یا رد کند.
ثلث ترکه چیست؟
بعد از اینکه،شخصی فوت میکند ورثه موظف خواهند بود که ابتدا از اموالش هزینه های کفن و دفن را پرداخت کنند و مرحله بعد وصیت میباشد که اگر شخص فوت شده وصیتی داشته باشد باید به ان وصیت ورثه شخص عمل کنند.
پس یک سوم از اموالی که از متوفی پس از کسر هزینه کفن و دفن و پرداخت بدهی هایش باقی مانده است،ثلث ترکه نام دارد.
وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نمیباشد،مگر به اجازه وراث اگر بعضی از ورثه اجازه کنند فقط نسبت به سهم او نافد میباشد.
پس اگر تعدادی از ورثه وصیت بیشتر از ثلث را رد کنند ولی تعدادی از ورثه آن را قبول کنند.دراینصورت مقدار بیش از ثلث فقط از سهم الارث،کسانی که انرا پذیرفته اند کسر خواهد شد.
وصیت چند نوع دارد؟
وصیت ببیشتر از ثلث اموال: وقتی از وصیت بیش از ثلث اموال صحبت میکنیم به این معنی نمیباشد که وصیت کننده نمیتواند برای بعد از فوت اش تمام اموال و دارایی هایش را وصیت کند بلکه او میتواند همه اموال اش را وصیت کند اما در صورت انجام این کار ورثه میباشند که حق دارند آنرا قبول یا رد کنند،فلسفه این امر در واقع حمایت از حقوق وراث میباشد.
اگر ورثه،وصیت بیش از یک سوم را رد کنند،تنها تا همان میزان یک سوم به وصیت عمل میشود اما اگر وصیت را قبول کند وصیت کاملا اجرا میشود.
وصیت تا ثلث اموال: وصیت اگر تا مقدار ثلث ترکه باشد نیازی به تنفیذ توسط ورثه ندارد،یعنی اگر شخص تا یک سوم مال خود را وصیت کرده باشد نیازی به رد یا قبول وراث نداشته و حتما باید اجرا بشود.
عموما چون بحث ارث جزو موارد مهم است این امکان وجود خواهد داشت که یکسری سوالات در باب تقسیم ترکه برایتان بوجود آمدا باشد که حال در اینجا به اکثر این سوال ها پاسخگو خواهیم بود:
سوال 1: چه اشخاصی حق درخواست تقسیم ترکه دارند؟
جواب: هر یک از ورثه، ولی و وصی، قیم هر وارثی که محجور باشد، امین غایب، کسی که سهم الارث بعضی ازورثه به او منتقل شده است، موصي له موصا له) و وصی راجع به موصی به موصا به) در صورتی که وصیت به جزء مشاع از ترکه شده باشد.
سوال 2: در صورتی که ماترک متوفی (متوفا) فقط یک باب منزل بوده و تنها یکی از وراث تقاضای تقسیم ترکه را بکند آیا دادگاه می تواند به درخواست او ترتیب اثر داده و ملک را تقسیم کند؟
جواب: با توجه به ماده ۳۰۰ قانون امور حسبی و ماده ۵۸۹قانون مدنی، دادگاه باید به درخواست ورثه مذکور رسیدگی کند و چنانچه ملک قابل تقسیم باشد نسبت به تقسیم آن اقدام نماید، در غیر این صورت، بنا به درخواست متقاضی، طبق ماده ۹ آیین نامه افراز و فروش املاک مشاع مصوب ۱۳۵۸، دستور فروش ملک را صادر و پس از فروش،سهم وراث را پرداخت کند.
سوال3: اگر متوفی دارای دیونی (بدهی هایی باشد آیا توانند سهم الارث خود را مطالبه کنند یا نسبت به معامله در خصوص سهم الارث خود اقدام کنند؟
جواب: طبق ماده ۸۷۱ قانون مدنی و ماده ۲۲۹ قانون امورحسبی، وراث قبل از هر گونه معامله باید اجازه ی بستانکاران طلبکاران) را کسب کنند یا نسبت به ادای دیون متوفی اقدام نمایند وگرنه معامله نافذ نیست و طلبکاران می توانند آن را به هم بزنند.
سوال4 : آیا طلبکار از متوفی یا صاحبان سهام می توانند درخواست تقسیم ترکه نمایند؟
جواب: خير
سوال5: دعوای تقسیم ترکه علیه چه اشخاصی باید مطرح شود؟
جواب: عليه تمامی وراث
سوال 6: اگر در دادخواست تقسیم ترکه و افراز، گواهی سر وراثت (انحصار وراثت) ضمیمه ی دادخواست نباشد، آیا دادگاه تواند استشهادیه محلی را به عنوان مدرکی دال بر احراز رابطه ورانت تلقی کند؟
جواب: شهادت شهود جزء ادله اثبات دعوی محسوب است،لذا در خصوص اثبات رابطه وراثت هم مؤثر است و گواهی حصر وراثت، موضوعیت ندارد.
گرچه با توجه به اینکه رویه دادگاهها در این خصوص گاهی متفاوت است، بهتراست ابتدائا نسبت به اخذ گواهی حصر وراثت اقدام شود.
خواسته ی خواهان در دادخواست تقسیم ترکه چه باید باشد؟
و آیا دعوای تقسیم ترکه مالی است یا غیر مالی؟جواب: معمولا دادخواست تقسیم ترکه، با دو عنوان وخواسته «تقسیم ترکه» و «مطالبه سهم الارث از اموال منقول و غیر منقول» مطرح می شود.
که اولی جزء دعاوی غیر مالی است اما دومی جزء دعاوی مالی است و باید مقوم شود (یعنی مبلغی برای آن ذکر شود) و تمبر هزینه دادرسی آن نیز بر همین مبنا تعيين و اخذ خواهد شد.